تعطیل!
دیگه از نت و وب و وبلاگ نویسی خسته شدم![]()
نمیدونم چرا؟؟؟![]()
یه دفعه از همه چی زده شدم م م م![]()
چی کار کنم اخه؟؟؟
البته من اخلاقم همینجوریه حالی به حالیم ولی شاید ایندفعه فرق داشته باشه![]()
![]()
پس فعلا همگی بابای![]()
LOVE
دیگه از نت و وب و وبلاگ نویسی خسته شدم![]()
نمیدونم چرا؟؟؟![]()
یه دفعه از همه چی زده شدم م م م![]()
چی کار کنم اخه؟؟؟
البته من اخلاقم همینجوریه حالی به حالیم ولی شاید ایندفعه فرق داشته باشه![]()
![]()
پس فعلا همگی بابای![]()
به اون بگید تقویم خودشو ورق بزنه تا به یاد ظلمی که کرده بیفته.شاید قطره اشک ندامتی بریزه روی قبر بی نام و نشون که همه عاشقا بی نام و نشونن.
شبنم چشمای تو روی ژاله قلب من می باره.کاش می دونستم پشت شیشه بارون چه ترانه گمشده ای دفن شده که مهری خاموش تن خاک را نوازش می کنه. باتوام با تویی که فرسنگ ها از من فاصله داری پنجره بسته شده نگاهتو باز کن.باز کن اون پنجره ای که رو به بی کرانه تا من با نگاه تو تقدس پیدا کنم.من که در سراب زندگی همیشه های نگاهم سمت تو.با تو هستم ای مسافر جاده های مه گرقته اندوه.درنگ کن و به کوچه های خاطرات سری بزن و یاد کن اون زمان رو که به حریم عاشقان پا برهنه پا گذاشتی و اهوی دشتم در دام دل تو اسیر شدو تو کوزه بلورین محبت را به من دادی اما یادت نبود که نور با سایه عاشق بازی میکرد و تو باید صبورانه مهره های شطرنج زندگی را جا به جا می کردی تا به بازی تقدیر نبازی و اینک چه بی رحمانه حرمت عشق و اشک های مرا شکستی و از من و دنیای من جدا شدی.
خلاصه بگم برین ببینید ضرر نمیکنین!!!!!
مهم اینه امروز دوست دارم
مهم نیست فردا کجایی
مهم اینه هر جا باشی دوست دارم
مهم نیست تا ابد با هم نباشیم
مهم اینه تا ابد دوست دارم
مهم نیست قسمت چیه
مهم اینه قسمت شده دوست داشته باشم
پ.ن:دیگه از مطلب عاشقانه بدم نمیاد(البته به خاطر
دوستام![]()
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش
یادرمیان جمع خاموش مینشینم
موسیقی نگاه تو را گوش
میکنم گاهی میان
مردم در ازدحام
شهر غیر از
تو هر چه
هست فراموش
میکنم.
پ.ن:دیگه حالم از هر چی مطلب عاشقانس بهم میخوره.![]()
رفاقت با تو رفاقت با بادبادکی کاغذیست
رفاقت با باد و دریا و سرگیجه
با تو هرگز حس نکرده ام با چیزی ثابت مواجهم
از ابری به ابر دیگر غلتیده ام
چون کودکی نقاشی شده بر دیوار کلیسا
يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره
يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم
يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره
يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

عشق يعني وعد هايي در نور ماه
عشق يعني صد سخن در يک نگاه
عشق يعني جنگ با آلودگي
عشق یعنی بهترين فصل از کتاب زندگي
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اميدوارم همتون به عشقي كه داريد برسيد
ـ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مهربون من همه جون من فدای احساس قشنگت
وقتی نگاه میکنیو میگی دوسم داری بگیر دستامو تو دستت
حتی خاطرات تلخ بین ما واسه من خیلی قشنگه
وقتی پیشمی نزدیکمی دلامون با هم یه رنگه
نازی نازی نازگل من دل بی تو میمیره
تن سردم تازه داره با تو جون میگیره
baby babyنازگل من دل بی تو میمیره
دست سردم توی دستات تازه داره جون میگیره
واسه من واژه ی جدایی شده خیلی بی معنی
من تورو دوست دارمو تو babyمنی
دیگران نیستن واسه من مهم دیگه
من تورو دارم واسه من مهم اینه
قول میدم با کسی نرم گردش جایی
این تنها تویی که واسم ارزش داری
اخلاقای تو یکی با من همیشه خاصن
شاید واسه همینه که من تورو همیشه خواستم
دیگه اون ارمین نیستم من عوض شدم
باید به خاطرت اخلاقمم عوض کنم
باید تو بدیامم تو یک ثانیه خوب شم
من میمیرم اگه ازت یک ثانیه دور شم
بذار خاطرخواها تورو ببینن کورشن
بذار خاطرخواها ببیننت بمیرن زودتر
تو دیگه مال منیو من مال تو
چون دیگه شدم ستاره ی شبهای تو........
نازی نازی نازگل من دل بی تو میمیره
تن سردم تازه داره با تو جون میگیره
baby babyنازگل من دل بی تو میمیره
دست سردم توی دستات تازه داره جون میگیره
کاشکی که میفهمیدی من عاشقتم
میگم همه بدونن تو واسه من
چقدر ارزش داری همیشه با من باش
اگه اهلش باشی پیشتم تا صد سال
اگه عمرم قد داد بازم میمونم بات
عمرا صد سال من بتونم تا
کناره تو بمونم چون از غمو دردا
دیگه دارم میمیرمو دیگه شدم بد حال
ببین عزیزم این حلقمه دستمه
من اگه هر دفعه داد میزنم سرت
دست خودم نیست زیاد شده مشکلات
تو تو سر تری از همه خوشگلا
اگه دیدی حلقم انگشتم نیست
اینو بدون حتما انگشتر نیست
خیاله تو راحت منظور ندارم
کسی رو به جز تو من دوست ندارم
گل ناز عاشقم باش ضد حال نزن بیا مال من باش
از چشات دارم میخونم میخوای با تو بمونم
![]()
![]()
![]()
چون عشق من همین اهنگس و عشق من رضایاو............
هستش منم این شعررو تو وبم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد
از کوه پرسید عشق چیت؟گفت:از من استوارتر
از اقیانوس پرسیدم عشق چیست؟گفت:از من وسیع تر
از گل پرسیدم عشق چیست؟گفت:از من زیبا تر
به سراغ عشق رفتم و به او گفتم تو کیستی که هم سوزانی هم استوار هم وسیع و هم زیبا؟
گفت:من گناهی بیش نیستم.
پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...![]()
اخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره
اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي
انگاري اتيش به قلبم مي زدي
نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود
با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
تو مي رفتي رو تن برگاي خيس
فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار
به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره
امان از خوش خيالي در به دري اوارگي
ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي
خواهر كوچكم از من پرسيد پنج وارونه چه معنا دارد؟!
من به او خنديدم!
گفت: روي ديوار و درختان ديدم!
باز هم خنديدم!
گفت: خودم ديدم مهران پسر همسايه، پنج وارونه به مينا مي داد!
آنقدر خنده برم داشت كه طفلک ترسيد!
بغلش كردم و بوسيدم!
و با خود گفتم: بعدها با ديدن بي وقفهء درد، سقف ديوار دلت خم گردد
و آنوقت مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد...
خدايا ميخواهم در کنارت باشم اينجا جاي من نيست بر روي اين زمين غريبم اين آسمان سقف خانه من نيست نبايد به اينجا مي آمدم اينجا تبعيدگاه من است چه گناهي مرا به اين غربت دور رانده است؟؟
تنهایی را برای با تو بودن دوست دارم
به دلم هزارو یک غم میارم
توی چشمات خودمو کم میکنم
اسمون دلمو نم میکنم
پر بارون میشم از دیدن تو
پر ارزو واسه چیدن تو
گرچه داشتنت برام خیاله
بی تو اما زندگیم چه خیاله
زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند. انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم
مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!
زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم
مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري
زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني
مرد جوان: مرا محکم بگير
زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟
مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه آفريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت
مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و اين است عشق واقعي. عشقي زيبا
اگر دنياي ما دنياي سنگ است
بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
اگر دنياي ما دنياي درد است
بدان عاشق شدن از بحررنج است
اگر عاشق شدن پس يک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است
![]()
